فصل ششم‌


عصر ارسطو
(نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم ق م‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ دوم سده چهارم ق م‌. ب‌. اسكندر كبير. ج‌. ارسطو و لوكيوم‌. د. فيلسوفان ديگر يوناني و چيني‌. ه . رياضيات يوناني‌. و. نجوم يوناني‌. ز. فيزيك يوناني‌. ح‌. فن‌آوري يوناني و رومي‌. ط. گياه‌شناسي يوناني‌. ي‌. جغرافيا، زمين‌شناسي و هواشناسي يوناني‌. يا. كالبدشناسي‌، وظايف‌الاعضاشناسي و طب يوناني‌. يب‌. تاريخ‌نويسي‌ يوناني‌. يج‌. جامعه‌شناسي و قانون هندي و رومي‌. يد. مطالعات يوناني دربارهٴ تاريخ علم‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم ق م‌

1. ديرگاهي بود كه ما توجهي به حوادث سياسي نداشتيم‌، ولي در اثناي عصري كه مورد نظر ماست‌، گسترش طبيعي تمدن ناگهان گسيخت و سپس بر اثر غلبهٴ اسكندر (334 تا 323) تسريع‌ شد. اين حوادث آن‌چنان عظمتي داشت و اثراتش چنان عميق و پهناور بود كه بايد آنها را به‌ حساب آوريم‌.

2. اسكندر كبير. تمدن يوناني‌، هم‌چنان كه با كاميابي‌هاي هنري و علمي خود نشان داده بود، مقارن نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم‌، به نقطهٴ اوجش رسيده بود. هنگامي كه به همهٴ شرايط توجه شود، اين نقطهٴ اوج چندان رفيع بود كه در هر عصر ديگري نژاد انساني به دشواري از آن پيشي جسته‌، يا حتي بدان دست يافته است‌. اين تمدن بي‌همتا، به وسيلهٴ اسكندر به فراسوي سند و سيحون‌، يعني‌ به اعماق قلب آسيا برده شد. اين نخستين تماس شرق و غرب در مقياسي وسيع بود. در 332، اسكندر شهر اسكندريه را بنيان نهاد كه به يكي از بزرگ‌ترين مراكز مبادله و اشاعهٴ فرهنگ تبديل شد، و اين نيز در گسترش فكري هر دو سوي جهان‌، يعني شرق و غرب‌، نتايج درازمدتي عرضه كرد.
اسكندر تحت تأثير معلمش ارسطو، اندكي كنج‌كاوي علمي كسب كرده بود، و لشكركشي او، تا حدود بسيار كمي‌، يك عزيمت علمي بود. احتمالاً اسكندر نخستين فاتحي بود كه‌، ولو با